عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

476

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

ليلة الفرزدق . شب را كه بيشرمى و ناسزايى و آلودگى به گناه به نهايت رسد آن شب را به شب فرزدق مثل زنند و داستان آن چنين بود كه فرزدق شبى به دير راهبه‌اى فرود آمد ، پيش وى شوربايى خورد كه با گوشت خوك پخته بودند و شراب نوشيد و با راهبه درآميخت و جامهء او را دزديد و گفت : رحمت خدا بهرهء ابن المراغه - يعنى جرير باد كه گفته : و كنت إذا نزلت بدار قوم * رحلت بخزية و تركت عارا يعنى : چون در سراى مردمى [ بيگانه ] فرود آمدى [ ملاحظهء ] خوارى و ننگ را رها كن . بعضى نيز اين داستان را به ابو لطّمحان قينى نسبت داده‌اند . ليلة القدر . پيامبر ( ص ) دربارهء شب قدر فرمود : آن را در ميان ده شب پسين ماه رمضان بجوييد بيشتر علما بر آنند كه شب بيست و هفت رمضان است . و روايت كرده‌اند كه : شمار كلمات سوره القدر به شمار شبهاى ماه سى تا است . گفتهء ابو الفتح بستى از بهترين شعرها دربارهء اين ضرب المثل است كه : قيل لى قد خفيت قلت كبدر * صار يخفى من بعد أن كان بدرا أنا خاف كليلة القدر فى النّا * س و عال كليلة القدر قدرا يعنى : مرا گويند پنهان شدى ! گويم : همچون ماه تمام كه پس از بدر شدن كم‌كم نهان گردد من مانند شب قدر در ميان مردم پنهان هستم و همان گونه كه شب قدر هست ، پايگاهى بلند دارم . ليلة المتوكّل . شب متوكّل شبى بود كه او را كشتند . كشتن او شكافى در اسلام بود و سرآغاز فرو ريختن شكوه [ خلافت ] و تاريخ پس گرايى خلافت . واقعه در شب چهارشنبه سه روز گذشته از شوّال سال 232 اتفاق افتاد . در آن شب او در بزم انس خويش بود و همدمان و رامشگران چشم بر او داشتند و پياله‌ها پياپى مىگرديد و جانها شادمانه بودند او را باغر تركى با توطئه و نقشهء